zeynabsharifi1205
یادداشت هایی از فرهنگ، هنر، تاریخ و اجتماع 
لینک های ویژه

دراسة مقارنة لمناظرة "النعجة والماعز مع شجرة آسوریک" في الحضارتين السامية – السيستانية
أقدم رسومٍ متحركة في العالم في رواية عرب خوزستان
✍️ زينب شريفي

✍️ في دراسة القصص المنبعثة من الحضارات الإيرانية القديمة، نصادف روايات متقاربة تدور حول مخلوقات مختلفة، قد تختلف في بعض الجزئيات، إلا أنّها تتطابق تماماً في جوهر الموضوع. و من بين تلك الروايات "قصة الماعز و شجرة آسوریک" في سيستان و"النعجة والنخلة" في محافظة خوزستان. و من الجدير بالذكر أنّ الباحثين يرَون في النخلة شجرةً بين النهرينية – خوزستانية نُقلت إلى سائر مناطق إيران قبل نحو خمسة إلى سبعة آلاف عام (أمين طيّبي، النخل: ص ۳۴ الی ۴۲) و قد أثّر هذا الانتقال في شؤون متعددة من حياة سكّان تلك المناطق حتى دخل في صناعاتهم وأدبهم و أساطيرهم بل و في دينهم و مذهبهم.

✍ تُعدّ قصة الماعز و شجرة آسوریک احدی من أقدم القصص الإيرانية، إذ اكتُشفت روايتها المصوّرة على كأسٍ فخاري يعود إلى خمسة آلاف عام في مدينة سوخته بسيستان. أما طريقة سرد القصة على الكأس، فكانت بحيث تظهر الماعز – مع دوران الكأس – و هي تقفز لتأكل أوراق شجرة آسوریک (النخلة) و هو ابتكار يجعل هذا الرسم في نظر الباحثين أحدَ أوائل أشكال الرسوم المتحركة في العالم.

✍ غير أنّ الهدف من تصوير عنصري الماعز والنخلة على الكأس لم يكن مجرد اللهو والرعي؛ فوجود أثر آخر لموضوع "الماعز و شجرة آسوریک" في الحضارات الإيرانية القديمة يدعونا إلى تأمل أعمق. ففي العصر الإشكاني وُجدت مناظرة بين الماعز والنخلة تُعدّ من نماذج الرمزية؛ إذ حاول كلٌّ من العنصرين تعداد فوائده لإثبات تفوقه غير أنّ نتائج هذه المناظرة اختلفت باختلاف الأزمنة والثقافات خاصّة بين الثقافتين الإيرانية والسامية، حيث بدا "الفائز" في كلٍّ منهما مختلفاً.

✍ في تحليل جذور قصة الماعز و شجرة آسوریک، يُشير جزء من كتاب القصص الإيرانية لأحمد تميم‌داري – المتضمّن ترجمةً سلسة لـ الكتاب الصغير لآسوریک من العصر الإشكاني – إلى أنّ "الماعز" هو الفائز في المناظرة مع النخلة، إذ يمتلك القدرة على الحركة و هي ميزة تفتقر إليها النخلة. وانطلاقاً من ذلك، رأى كثير من الباحثين في الأدب القديم أنّ رمزية "الماعز والنخلة" تعكس تفضيل أنماط الحياة الجديدة في المدن على أنماط العيش الريفية، و إن كان هذا التفسير في جانب منه غير قائم على دليلٍ حاسم. مع ذلك، و بما أنّ النخلة رمز للحياة الريفية، يمكن الاستناد جزئياً إلى هذا التحليل (للمزيد راجع مقال "العناصر الأسطورية في منظومة شجرة آسوري" لأبي القاسم دادور – نگار بوبان).

✍ أما دراسة أخرى للقصة ذاتها بين الأقوام السامية فتُظهر رواية مختلفة عن تلك الصادرة من سيستان. ففي خوزستان – حيث يمتلك العرب تراثاً حضارياً عريقاً – تُعرف القصة باسم "النعجة والنخلة". وقد استُبدلت فيها الماعز بالنعجة، و انتهت المناظرة فيها إلى نتيجة تليق بمكانة النخلة؛ إذ تنتصر النخلة على النعجة، ذلك أنّ جميع أجزاء النخلة نافعة و قابلة للاستخدام، في حين أنّ بول النعجة – خصوصاً من زاوية الطهارة الدينية – عديم الفائدة بل قد يكون ضاراً. و على صعيد آخر، يمكن تبرير الاختلاف في نتيجة المناظرة بأنّ النعجة أقل حركة و نشاطاً من الماعز و هو ما قد يُضعف موقفها أمام النخلة.

✍ و الى جانب ذلك، فإنّ تغلّب النخلة في قصة "النعجة والنخلة" متأثرٌ بمكانتها المقدّسة في نمط العيش السامي – العربي؛ إذ إنّ إثمار النخل في أوائل فصل الربيع كان رمزاً للانتقال من موت الشتاء إلى حياة الربيع. وقد حظيت هذه الشجرة بأهمية أسطورية – مادية قبل ظهور الديانات الإبراهيمية، ثم اكتسبت بعد ظهورها مكانة دينية بارزة. و برزت هذه القداسة في العصور المتأخرة ضمن معتقدات مثل "تشخيص النخلة" (شهلا لاهيجي، أسطورة شجرة هولوپو – ثقافة شعب إيران: ص ۱۶۴) و في طقوس مثل: "قربان النخلة" لطرد الشرّ، و"حمل النخلة" في أيام محرم (كلثوم جويباري، قربان النخل – طقس باقٍ من طقوس دموزي: ص ۱۸۷ الی ۱۸۹).

✍ إنّ تتبّع و تشابه قصص "النعجة – الماعز و شجرة آسوریک" في خوزستان و سيستان، إضافةً إلى ما تقدّم، يدلّ على تداخل الحضارات القديمة على مساحة إيران و تأثر كلٍّ منها بالأخرى. و يفضي هذا التداخل – عند الكشف عن جذور كثير من العناصر في حضارات معروفة – إلى إثبات قِدم بعضها أكثر مما كان يُعتقد. فمثلاً، تُظهر قصة "النعجة – الماعز و شجرة آسوریک" أثر نمط العيش السامي في الحضارة السيستانية القديمة، مما يرجّح أنّ هذه القصة – مع الحفاظ على هيكلها الأصلي – تنتمي في جوهرها إلى التراث العيلامي.

[ شنبه هشتم آذر ۱۴۰۴ ] [ 18:14 ] [ زینب شریفی ]

جای خالی "شیخه" در میان برادران هور / چرا "شیخه" برای "پسران هور" نخواند؟

(منتشر شده در شماره 441 نشریه رضوان خوزستان)

زینب شریفی

موسیقی عربی محلی خوزستان در ابتدا و اواسط قرن چهارده شمسی شاهد شکل‌گیری سه سبک فاخر بود: "موسیقی علوانیه" به ابتکار علوان شویّع اهوازی، "آواز شیخه" با جادوی صدای حسّان اگزار چنانی شوشی و "آواز رشداوی" به ظرفیت‌شناسی علی رشداوی اهوازی.

هر سه‌ی این ابداعات اگر چه در اوج حرمان و تبعیض دستگاه پهلوی اما با تکیه بر پتانسیل‌های قوی و ریشه‌دار در حوزه‌های: لحن – ساز و شعر توانست در گذار از دوره‌ی فترت به نماد مقاومت فرهنگی عرب‌های خوزستان تبدیل گردد.

در واکاوی بخش‌های مختلف سه سبک یادشده آنچه بیش از همه نمایان است، تأثیر ظرفیت‌های زنانه بر شکل‌گیری و نضج آن‌هاست. برای مثال "آواز شیخه" که با تکیه بر سرگذشت دختری از هور روایت می‌شود به مذاق حسان اگزار خوش آمد تا سبب تولید آوازی با نام خودش شد.

اگزار این قصه را با توسل به گوشه­هایی از مقام حجاز و صبا و زیرسازی "ربابه" اجرا کرد. عواملی که برای تولید یک اثر فاخر دینی – حماسی کافی است به‌ویژه که می‌توانست با تغییر مضمون از زندگی دختر هوری به "مام وطن" و بازتولید آن به تیتراژی فاخر برای سریال "پسران هور" تبدیل گردد اما اینگونه نشد و موسیقی این سریال، تکرار تصنیف "کاروان شهید" از شهرام ناظری قرار گرفت.

این امر به‌ویژه که تلویزیون تجربه‌ی موفق پیوند موسیقی زنانه‌ی بومی با آثار فاخر دینی در سریال "مختار" را پشت سر گذاشته بود می‌توانست به دومین اثر ماندگار در این حوزه بدل گردد اما در کمال تعجب، عوامل "پسران هور"، نسبت به "آوازهای مردمان هور" هیچ واکنشی نشان نداند.

در همین راستا با توجه به فضای کاملاً بومی قصه‌ی "پسران هور" که روایتی بدیع از نقش اقوام عرب "معدان" در پیشروی رزمندگان ایرانی به داخل عراق است، تیتراژهای اول و پایانی و حتی موسیقی متن آن می‌توانست با تکیه بر ظرفیت‌های روایی "آواز شیخه" به بومی‌تر شدن وجوه دیداری – شنیداری آن منجر گردد؛ امری که متأثر از ناآشنایی عوامل تولید با انواع موسیقی عربی محلی در خوزستان بوده است.

یکی دیگر از نتایجی که "آواز شیخه" می‌توانست بر "پسران هور" مفروض بدارد کمک به توجه حوزه‌ی موسیقی اقوام نسبت به این نوع فاخر بود؛ این مهم در دوره‌ای که "طور شیخه" می‌رفت تا به ورطه‌ی فراموشی سپرده شود اما با هوشیاری هنرمندان جوان دوباره احیا شد، می‌توانست گامی استوار در جهت ثبت ملی آن باشد. با این وجود عوامل سریال به سراغ تصنیف تکراری "کاروان شهید" رفته، علاوه‌بر آن‌که فرصتی تکرارناشدنی برای معرفی "آواز شیخه" را از دست دادند، ضرری دوسویه را به "موسیقی هور" و "پسران هور" تحمیل کردند!

در بررسی دیگری از موسیقی تیتراژ نهایی "پسران هور" نکته آن‌که مضمون تیتراژ فعلی بر محور "شهادت" تکیه دارد اما مضمون کلی سریال بر اکتشاف و شناسایی هورالعظیم به‌منظور نفوذ به عراق در چرخش است.

دست آخر، از آنجا که دو سمت ایرانی و عراقی هور از دوران باستان تا کنون محمل حضور اقوام عرب "معدان" بوده، بازشناسی ظرفیت‌های فرهنگی – هنری این قوم می‌توانست به عینی‌تر شدن روایت‌ها از مبارزات آنان در خلال سریال نیز کمک نماید. در همین راستا نظر به مضمون "قصه‌ی عربی محلی شیخه" که تماماً برآمده از هور بوده، می‌توانست شعار "زندگیِ مقرون‌به مبارزه در راه حق و حقیقت" را نیز عینیت ببخشد. در این‌باره چون شیوه‌ی خوانش "آواز شیخه" روایی است این امکان را در اختیار طراح قصه قرار می‌داد تا در فواصل مختلف به زیرسازی آوازی – روایت بپردازد. امری که به استقبال بی‌نظیر از "پسران هور" در سراسر ایران و جغرافیای عرب داخل و خارج آن منجر می‌گردید زیرا مخاطب: هم شیوه‌ی روایت را جدید می‌یافت – هم آواز شیخه برایش جدید و دلپذیر می‌نمود.


برچسب‌ها: هور, قصه شیخه, حسان اگزار, آواز شیخه
[ چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 9:52 ] [ زینب شریفی ]

پسران هور، روایتی نو از نقش معدان در جنگ هشت ساله ی تحمیلی

سریال “پسران هور” برای اولین بار به نقش کلیدی “معدان” در جنگ ۸ ساله‌ی دفاع مقدس می‌پردازد. این سریال هر شب از شبکه‌ی ۱ سیما تقدیم نگاه مخاطبان می‌شود.

اقوام عرب “معیدی” ساکنان باستانی هورالعظیم هستند که هزاره‌هاست زعامت این گستره در دو سوی ایران و عراق را بر عهده دارند.

در جنگ ۸ ساله‌ی تحمیلی، معدان به‌دلیل تقیّد به مذهب شیعه به کمک رزمندگان ایرانی شتافتند تا بر اساس طرحی از جاویدنام علی هاشمی (شهید هور) او و گروهش را تا قلب عراق نفوذ دهند.

این طرح که توضیح مفصل آن در کتاب‌های “هوری”، “قرارگاه سری نصرت” و “گمشده‌ی من” ذکر شده به شکستن هیمنه‌ی دفاعی عراقی‌ها و پیروزی اطلاعاتی – تاکتیکی رزمندگان ایرانی انجامید.

معدان به دلیل سکونت دیرپا در دو سوی هورالعظیم (ایران و عراق) اشراف اطلاعاتی کاملی بر این گستره دارند؛ این مهم با ظرفیت‌شناسی فرماندهی چون شهید علی هاشمی توانست روند جنگ را که از زمین و هوا یکنواخت شده بود به هور کشانده آن را به‌عنوان منطقه‌ای استراتژیک در حفظ تمامیت ارضی ایران جلوه دهد. در همین راستا “معدان” به‌عنوان حافظان اصلی مرزهای هور شناخته شدند.

به‌تلافی این کار تیمی و حمایت همه‌جانبه‌ی معدان، صدام گروه‌های زیادی از آن‌ها در عراق را تبعید، کپرهایشان را سوزاند و به تبلیغ گسترده علیه آن‌ها در روزنامه‌های وقت دست زد.

اگر چه تا امروز کمتر نشانی از نقش “معدان” در رقم زدن پیروزی‌های رزمندگان اسلام در جنگ ۸ ساله‌ی دفاع مقدس به چشم می‌خورد اما سریال “پسران هور” توانست علاوه‌بر اذعان به دیرپایی این قوم در پهنه‌ی هورالعظیم به نقش آنان در رقم زدن یکی از بزرگترین پیروزی‌های این جنگ ۸ساله دست یازد.


برچسب‌ها: معدان, جنگ تحمیلی, سریال پسران هور, شهید علی هاشمی
[ پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۴ ] [ 9:56 ] [ زینب شریفی ]

گرامیداشت دومین سالگرد درگذشت حیدر حیدری شاعر ارزش‌گرای رامشیری

✍ زینب شریفی

حیدر حیدری شاعر معاصر ادبیات عربی محلی خوزستان در سال ۱۳۶۴ شمسی در شهر رامشیر به‌دنیا آمد. پدرش مرحوم حمزه حیدری در شکل‌گیری شخصیت شاعری او نقش اساسی ایفا کرد. این علاوه‌بر تاثیری بود که عمویش مسلم نیز بر او گذاشت تا حیدر در سن ۱۶ سالگی اولین سروده‌های خود در قالب هوسه را ترتیب دهد.

موروثی بودن هنر شاعری در خانواده‌ی حیدر علاوه‌بر آن‌که سبب تجمع شعرا در خانه‌ی پدری می‌شد به سروده‌های او تعهدی خاص بخشید. بدین ترتیب شعر حیدر سرشار از مضامین ارزشمند انسانی، شعائر مذهبی و مبارزه با بدعت‌ها گردید.

در همین راستا استمرار مرحوم حیدر در سرودن هوسه علاوه‌بر کسب مهارت در این نوع سبب معروفیت روزافزون او شد طوری که در مدتی کوتاه به‌عنوان یکی از "مهاویل" استان خوزستان مطرح گردید.

همچنین بهره‌گیری از مضامین مذهبی در موفقیت حیدر نقش به‌سزایی داشت تا جایی که او را به‌عنوان شاعر اهل بیت (ع) معرفی کرد.

از هوسه‌های او در بزرگداشت مقام حضرت ابالفضل (ع) است:

الیحچی ابخوة العباس لازم یدرک الخوّه / و یگرا ابصفحة التاریخ عن الکافل اشسوا / وگف لاحسین وگفة موت و گلّه الروح الک فدوه / یا شیخ الطف مایتوازه.

(آن‌که از وفاداری ابالفضل (ع) دم می‌زند باید درکی از معنای برادری داشته باشد و در صفحات تاریخ داستان مسئولیت‌پذیری او را مطالعه کند / او برای برادرش حسین تا پای جان ایستادگی کرد؛ بدان که واقعه‌ی کربلا با هیچ داستانی قابل برابری نیست)

مقارن این درخشش، حضور او در مجالس گرامیداشت مناسبت‌های مذهبی و خوانش هوسه‌ها سبب محبوبیت او و گردش کلامش شد. مجموعه هنرنمایی‌هایی که علاوه‌بر مجالس عمومی به حضور او در برنامه‌های مختلف فرهنگی منجر گردید.

حیدر تحت تعالیم مرحوم پدر به وادی ابوذیه نیز پای گذاشت و خیلی زود در این نوع نیز سرآمد گردید. این مهم به‌دلیل مضامینی بود که در ابوذیه‌ها به‌کار می‌گرفت و آن بیشتر حول شکایت از روزگار و بازنمایی احوالات درونی در چرخش بود:

احس ضیم الوکت بلچبد یمراد / و یوم الفرح من ایروح یمراد / الک کانون بلدلال یمراد / اشتعل ما خمد چیه صاحب حمیّه.

(سختی و مشقت روزگار درونم را آشفته کرده؛ شاید روز شادی که سپری شد دوباره بازگردد / ای محبوب من! تو در قلبم جایگاهی داری که سال‌ها پس از رفتنت هنوز استوار است زیرا تو را فرد غیرتمندی یافته است)

مرحوم حیدر پس از ابوذیه دستی نیز در سرایش قصیده برد و در این نوع نیز بیشتر به مدح اهل بیت (ع) پرداخت. موفقیت او در این‌وادی بیشتر به‌خاطر بازنمایی مضامین پرتکرار به‌شیوه‌ی خاص خودش بود تا بر مخاطب تاثیر بگذارد. این مسأله تعهداتی اخلاقی را در او به‌وجود آورد تا در لوای شعر به مباره با برخی بدعت‌ها همت بگمارد. تیراندازی در مراسم یکی از آن‌ها بود که شاعران متعهدی چون حیدر حیدری را بر آن داشت تا در مجالس مختلف به تذکر در باب آن بپردازند. عشق به "میدان هوسه" روح حیدر را به غلیان وامی‌داشت تا با وجود تیراندازی در بیشتر مراسمی که دعوت می‌شد همچنان در کنار سایر شعرا حضور پیدا کند. عاقبت در یکی از همین میدان‌ها بود که تیری بر تارک وجودش نشست و صحنه‌ی شعر عربی – محلی و میدان هوسه را برای همیشه به غم فقدانش دچار کرد.

پس از درگذشت مرحوم حیدری بسیاری شاعران و مهاویل خوزستانی به رثای او پرداختند. آنان از این‌که ادبیات عربی محلی خوزستان شاعری متعهد و دوستدار اهل بیت را از دست داده بود اظهار تأسف کرده، ابیاتی از این شاعر را در هوسه‌ها، ابوذیه‌ها و قصایدشان ذکر کردند. اما بیشترین مضمونی که آنان در رثای حیدر به‌کار بردند بر مذمت بدعت تیراندازی در مراسم استوار بود. در همین راستا کریم حنظلی سرود:

أناشد من عزم نخواي یمته نکسر هلصنم / الرمي ماهو من اهلنه ابهاي کل عاقل فهم / چیله الصوّبت حیدر قبلهه صابت بلقلم / مقتل لشّاعر وسلاحه

(همه را مورد خطاب قرار می‌دهم و می‌گویم چه وقت قرار است این تابو را بشکنیم؟ تیراندازی رسم نیاکان ما نبود این را هر عاقلی می‌داند / تیری که بر سینه‌ی حیدر نشست قبل از آن بر تارک قلم فرود آمد؛ آن تیری بود که شاعر و هنرش را مورد هدف قرار داد)

همچنین احمد هلیچی سر داد:

قم هذا الرمي من ایگوم بلشاعر الشعبی ایصیب / اذا بالصبر نجبر ذیچ اشنحط الهاي حتّه اتطیب / أنا ابهذ الحدث مفجوع و من اثنین راسي ایشیب / فگدیت الشاعر والهوسه

(نفرین بر تیری که شاعری مردمی را مورد هدف قرار داد. اگر بر رنج تیراندازی صبر پیشه کنیم مصیبت از دست دادن شاعرمان را چگونه تاب بیاوریم؟ / من از این یکی به مرز جنون رسیده‌ام و از دو مصیبت دیگر نیز پیر شدم: هم شاعر را از دست دادم و هم هوسه را)

پس از درگذشت مرحوم حیدر حیدری بسیاری افراد، چهره‌ها، هنرمندان و عموم مردم، مبارزه‌ی فرهنگی جدی با بدعت تیراندازی در انواع مراسم را خواستار شدند. شعار "لا لاطلاق النار" خیلی زود به انواع محافل و مجالس عمومی راه یافت و توانست تا حد زیادی از این بدعت جلوگیری به‌عمل بیاورد.

هم‌چنین پس از فوت این شاعر بود که بسیاری شیوخ، زعما و بزرگان طوایف در خوزستان اعلام کردند که در هیچ‌کدام از مراسمی که تیراندازی در آن صورت بگیرد حضور نخواهند یافت‌. این حرکت‌ها علاوه‌بر آن‌که توانست جلوی فاجعه‌های پیش‌رو را بگیرد بر اهمیت چهره‌های فرهنگی و نهضت‌های ارزش‌مدار که به‌واسطه‌ی بزرگان جامعه پایه‌ریزی می‌شود تاکید کرد.

با این‌حال در دومین سالگرد درگذشت مرحوم حیدر حیدری هنوز مراسم بزرگداشتی برای این هنرمند برگزار نشده است. این مهم جدای از محافلی است که دوستداران او در مراسم تشییع و نخستین سالگرد درگذشتش برپا داشتند تا بدین ترتیب یاد و خاطره‌ی او را در اذهان زنده نگاه بدارند‌.

در همین راستا انتظار می‌رود برای این هنرمند تاثیرگذار رامشیری که با بذل جان خود بر بدعت تیراندازی در مراسم خط بطلان کشید مراسم یادبودی برگزار گشته، آرمان‌ها و اهدافش گرامی داشته شود‌.

[ دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 8:50 ] [ زینب شریفی ]

"طوق" و "طوب" در فرهنگ سیاسی - اجتماعی عرب‌های خوزستان

زینب شریفی

"طوق" و "طوب"در فرهنگ سیاسی - اجتماعی - مذهبی عرب‌های خوزستان کلیدواژه‌های مبارزه با استعمار انگلیس است.

در اولی، علیاء دختر شیخ سلمان کعبی در نقش عماریّه، مردان قبیله را در نزدیکی فلاحیه به مصاف بیگانگان می‌فرستد.‌ جهادی خودجوش که پس از درگیری‌های متناوب و تحلیل قوای دوطرف به‌منصه‌ی ظهور می‌نشیند تا پیروزی لشکر بنی‌کعب را در جلوگیری از ورود سربازان مستر زبیدی انگلیسی و مستر کیخه‌ی عثمانی به خوزستان رقم بزند. در این نبرد، گردنبندی از مستر زبیدی انگلیسی به‌دست نیروهای شیخ سلمان افتاده، به پاس دلاوری دختر شیخ به او تقدیم می‌شود. از این‌رو جنگ بنی‌کعب با انگلیس و عثمانی به به "حرب ابوطوق" مشهور می‌شود.

در دومی جمعی از دلیرترین مردان قبایل و طوایف مختلف به رقم زدن واقعه‌ی جهاد منیور در دشت آزادگان همت می‌گمارند. ادبیات عربی محلی، زیباترین هوسه‌ها را از دل این میدان بیرون کشیده بهترین آن را در تاریخ دلاوری‌های مردمان این مرزوبوم ثبت می‌کند: الطوب احسن لو مگواری؟! (توپ جنگی تواناتر است یا چوب‌دستی من؟!)

در این نبرد که در دو مرحله انجام شد اگرچه پیروزی اولیه با مبارزان خوزستانی بود اما در ادامه به دلیل استفاده لشکر دشمن از سلاح گرم، تعداد بسیاری از هم‌وطنان عرب به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمدند. با گذشت یک قرن از این واقعه‌ی حماسی "مقبرة الجهاد" در حوالی اهواز یادآور دلاوری‌های مبارزان خوزستانی در مقابله با متجاوزان بیگانه است. یادمانی که پس از انقلاب اسلامی و به‌دستور رهبر انقلاب برپا شد تا از چندی علاوه‌بر تاریخ خود در فهرست میراث فرهنگی انقلاب اسلامی و آثار دفاع مقدس نیز ثبت گردد.

۱۲_شهریور_سالروز_مبارزه_با_استعمار_انگلیس

[ شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 8:48 ] [ زینب شریفی ]

"تَفشیج" سنت برداشت خرما و هسته در خوزستان

✍ زینب شریفی

نخل به‌عنوان یک عنصر تعیین کننده در شیوه‌ی زیست مردمان جنوب ایران از دوران باستان تا کنون نقشی بلامنازع ایفا کرده است. این معنا از روی کنده‌کاری نقش "بز و درخت آسوریک" بر روی یک جام که در شهر سوخته‌ی سیستان کشف شد نیز قصه‌ی عربی محلی "النعجه و النخله" در خوزستان نمایان است؛ با این‌حال تفاوت‌هایی در روایت سیستانی و بین‌النهرینی ماجرا هست به این ترتیب که در اولی، بز برنده‌ی مناظره با درخت آسوریک یا همان نخل است و در دومی این نخل است که با مشتقات خود بر "نعجه" یا همان گوسفند پیروز می‌شود.

گذشته از کارکرد تئوریک نخل در ادبیات باستانی – تاریخی اقوام خاورمیانه این عنصر توانسته با مشتقات بی‌بدیل خود سده‌های متوالی چرخ اقتصاد خانواده‌ها را به حرکت درآورده شأنی به‌مثابه‌ی یک عضو خانواده داشته باشد. در این‌باره علاوه‌بر آن‌که واحد شمارش نخل "نفر" است حدیث پیامبر اسلام (ص) با این مضمون نیز جالب توجه است که: "اکرموا عمّتکم النخله!" (عمه‌ی خویش نخل را گرامی بدارید)

در اوایل دهه‌ی شصت شمسی که اوضاع اقتصاد عمومی در ایران، تیپاخوره‌ی شرایط جنگ تحمیلی بود طرحی در استان خوزستان اجرا شد که در خلال آن باغ‌داران بزرگ نخل و صاحبان چرداق‌ها محصول خرمای خود را به خانوارها می‌سپردند تا آن را "تَفشیج" کنند یعنی هسته و کلاهک آن را جدا کرده، مبلغی نیز به‌عنوان دستمزد دریافت کنند.

در این طرح که خیلی زود فراگیر شد خیل کثیری از جمعیت فاقد شغل بدون امکانات خاص و حتی مکانی جهت راه‌اندازی کسب و کار توانستند یه‌شکل موقت مشغول کار شده، دستمزدی مطابق ساعات فعالیت خویش دریافت بدارند. اما این طرح چگونه و با چه هدفی راه‌اندازی شد؟

در شیوه‌ی زیست سنتی، افراد حتی با مهاجرت به شهر همواره حافظ مؤلفه‌های اصیل خود هستند. کاشت نخل در خانه و اختصاص باغ‌ها و بساتین به این درخت مثمر به‌ویژه در گذشته که آسمان بخشنده‌تر بوده و باران فراوان می‌بارید یکی از سنت‌های مردمان خوزستان محسوب می‌شده است. این امر سبب تولید مازاد انواع خرما و لزوم صدور آن به مناطق دیگر می‌گردید.

از سوی دیگر نامرغوب بودن برخی از انواع خرما مانند سعمران سبب بازتولید آن در انواع مصارف مانند شیرینی‌جات و نان‌های سنتی می‌شد. امری که بر ضرورت پاک‌سازی خرما تأکید می‌ورزید. اما با توجه به حجم بالای خرمای تولیدی، نیروی کار بسیار زیاد نیاز بود تا تُناژهای بالای خرما، پاک شده به تولیدکنندگان تحویل داده شود. از این‌رو "برداشت خرما و هسته" به یک کسب و کار خانگی پررونق به‌ویژه در مناطق جنوبی خوزستان تبدیل شد.

در این روش خرماها از نخلستان‌ها و چرداق‌ها با سبدهای چوبی موسوم به "صندوگ" بار زده شده به شهرها و مناطق مختلف فرستاده می‌شد تا بین مردم متقاضی پاک کردن توزیع گردد. چرخه‌ای که از اواخر مرداد ماه که فصل برداشت خرما بود شروع می‌شد و تا چله‌ی زمستان ادامه پیدا می‌کرد. در این فصل مردم، خرمایی که از سرما سفت شده بود را جلوی آفتاب می‌گذاشتند تا نرم شده سپس پاک کنند.

علاوه‌بر خرمای پاک‌شده حتی هسته‌ها و کلاهک‌ها نیز از مردم تحویل گرفته می‌شد تا به پودر تبدیل شده به مصارفی چون غذای دام یا تولید فیبر برسد.

در همین راستا فرآیند تفشیج علاوه‌بر موارد فوق، ضامن مزیت‌های بسیار دیگر نیز بود:

- بیشتر خانواده‌هایی که خرما تحویل می‌گرفتند از قشر کم‌بضاعت بودند. آنان می‌توانستد علاوه‌بر پاک کردن خرما از آن نیز مصرف کنند.

- تنوع خرماهای توزیعی بسیار بالا بود و از سعمران که نوع پایینی از خرماست تا برحی و بریم که از انواع مرغوب است در بین همه توزیع می‌شد و تبعیضی در این باره صورت نمی‌گرفت.

- جمعیت بالای خانوارها به‌ویژه در دهه‌ی شصت و کساد بازار کسب و کار به‌دلیل شرایط جنگ تحمیلی بهترین فرصت را در اختیار مردم قرار می‌داد تا در خانه و بدون صرف هزینه به درآمدزایی بپردازند.

- اعضای خانواده در ساعات صبح، عصر و به‌ویژه شامگاه گرد هم می‌آمدند و صندوگ‌های پی‌درپی خرما را روی یک سفره می‌ریختند و در کنار هم پاک می‌کردند.

- زنان و دختران فعال‌ترین صنف چرخه‌ی تَفشیج خرما بوده‌اند. آنان از لحظه‌ی تحویل گرفتن صندوگ‌ها تا جابه‌جایی به داخل منزل، تعبیه در جای خشک و مناسب، انتقال به محل پاک کردن، جمع کردن هسته‌ها و کلاهک‌ها و تحویل خرماها به مسئول توزیع در صحنه حضور فعال داشته‌اند. در نهایت دستمزد همه‌ی اعضای خانواده به پدر یا سرپرست خانوار تسلیم می‌شد.

- این شیوه نوعی رقابت بین خانواده‌ها را نیز رقم می‌زد که به درآمد هرچه بیشتر ختم می‌شد. این درآمدها علاوه‌بر تهیه‌ی مایحتاج روزانه‌ی خانوارها به پس‌انداز جهت تهیه‌ی جهیزیه، هزینه‌ی تحصیل، خدمت سربازی و امثال آن اختصاص می‌یافت.

بدین ترتیب چرخه‌ی پاک کردن خرماها در مناطق مختلف خوزستان به "سنت برداشت خرما و هسته" تبدیل شد تا دهه‌ها بعد صرفنظر از جنبه‌ی اقتصادی آن، در خاطرات جمعی مردم این خطه ماندگار شود. شایان ذکر است که هنوز در اندک مناطقی از خوزستان این طرح اجرا می‌شود اما رونق گذشته را ندارد و بیشتر جنبه‌ی سرگرمی و فراهم آوردن یک دورهمی برای بانوان را پیدا کرده است.

[ دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 8:52 ] [ زینب شریفی ]

در سوگ میدان‌دار هوسه، گرامیداشت نخستین سالگرد درگذشت حبیب مزرعه شاعر اهوازی

✍ زینب شریفی

۱۸ مرداد امسال، نخستین سالگرد درگذشت هنرمند خوزستانی حبیب مزرعه است. این هنرمند مردمی سال گذشته پس از مدت‌ها تحمل رنج بیماری به‌دلیل عارضه‌ی قلبی درگذشت.

حبیب مزرعه هنرمندی بود که علاوه‌بر شعر، "میدان‌دار" هوسه در هنر عربی محلی خوزستان به‌شمار می‌رفت؛ بدین لحاظ از هوسه‌پردازانی بود که حد فاصل قرن اخیر اصول این فن را برای آیندگان پایه‌ریزی کرد.

او به همراه مرحوم غلام‌علی حمیداوی (1316 – 1395 ه.ش)، مرحوم طاهر سلامی (درگذشته‌ی 1385 ه.ش)، مرحوم مهدی زنبوری، سرتیپ باوی، جواد عتابی، مرد مقدم و دیگران از ستون‌های اصلی "هوسه‌‌ی اهوازی" در جغرافیای عرب به‌شمار می‌روند.

اما هنر مکنون حبیب مزرعه تنها به هوسه‌پردازی منحصر نشد بلکه علاوه‌بر ابوذیه دستی نیز در قصیده برد. با این‌وجود او در بیشتر جلسات شعرخوانی و حتی گردهمایی‌ها و میدان‌های هوسه به نقل سروده‌های دیگر شاعران عربی محلی خوزستان همت می‌گمارد.
در همین راستا اگر چه در وادی شعر و به‌ویژه هوسه، صاحب‌سبک بود اما نقل‌های متواتر از اشعار دیگران سبب انتساب بسیاری از آن‌ها به او می‌گشت. امری که علاوه‌بر رعایت امانت در بازتاب شعر عربی محلی به خصلت فروتنی هنرمندی چون حبیب مزرعه رهنمون بود.

سجایای اخلاقی حبیب مزرعه در لوای یک هنرمند متعهد سبب شد تا بسیاری با شنیدن خبر در گذشت او با شعرخوانی و هوسه‌پردازی در صفحات مجازی به رثای شخصیت هنری‌اش بپردازند.
بدین‌ترتیب تشییع پیکر حبیب در سال گذشته یکی از پرازدحام‌ترین مراسم فرهنگی – هنری در خوزستان بود.

از مضامین پربسامد در سروده‌های حبیب مزرعه می‌توان به: التزام برادری، صله‌ی رحم، تعظیم ارزش‌های انسانی، نکوداشت احوال دیگران، شعائر و شخصیت‌های مذهبی و شکوه از بی‌وفایی روزگار اشاره کرد.

از هوسه‌های معروف او در گله‌مندی از گردش روزگار بر وفق نالایقان است:
"نعم هذالوکت رخّص اقیام السوگ / و ذلّ اهل السوالف و العلیهه ایلوگ / ایه اصدور المضایف صفه‌ت بس احلوگ / و للحگ ماشوفن طلّابه"
(گردش نامتوازن روزگار، شأن بسیاری که صاحب‌نظر و لایق بودند را پایین آورد. مجالس بزرگان جای افراد بی‌مقدار شد و حق پشتیبانش را از دست داد)

با گذشت یک سال از فوت حبیب مزرعه هنوز تلاشی برای گردآوری دیوان اشعار او صورت نگرفته است. خود هنرمند در زمان حیات با ضبط ویدیوهایی از شعرخوانی و هوسه‌پردازی به بازتاب بخشی از هنرش می‌پرداخت که بیشتر پاسخی در جهت اظهار ارادت به طرفداران و علاقه‌مندانش بوده است؛ این امر در باب هنرمندانی چون مرحوم مزرعه که با آثار خویش سبک جدیدی در ادبیات عربی محلی به‌وجود آورده‌اند نیازمند توجه جدی است تا علاوه‌بر معرفی آن‌ها به‌عنوان هنرمندی ایرانی به انتقال ابداعاتشان به نسل‌های بعد منجر شود.

[ شنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 21:17 ] [ زینب شریفی ]

جاده‌ی کمربندی رامشیر، میانبری بر توسعه و توازن

زینب شریفی

در بررسی دلایل شکل‌گیری شهرها و روستاهای ایران چند عامل دخیل هستند: منابع آبی (چشمه، رود، دریا)، راه‌های مواصلاتی – تزانزیتی (جاده، پل، تونل)، حضور امام‌زادگان – قدمگاه‌ها و مواردی از این‌دست که گاه جمعی از آن‌ها علاوه‌بر برپایی یک گستره‌ی مسکونی، اهمیتی استراتژیکی به آن می‌بخشند.

در مورد شهر رامشیر آن‌چه از ابتدا به شکل‌گیری و تدام حضور آن تحت عنوان یکی از مناطق مهم خوزستان انجامیده، رود جراحی و جاده‌ی مواصلاتی - ترانزیتی اهواز به بندر ماهشهر بوده است. با این‌حال جاده‌ی رامشیر پس از طی یک دوره‌ی طلایی در ارتباط بخشیدن بین بندرگاه‌های جنوب غرب با سایر نقاط کشور به‌دلیل توسعه‌ی فیزیکی شهر و احداث آزادراه خلیج فارس عاری از کارکردهای گذشته‌ی خود شده؛ در واقع زیرساخت‌های ضعیف جاده به‌ویژه در داخل شهر مانع بهره‌برداری از آن در سطوح کلان می‌شود.

طی چند سال گذشته مطرح شدن معضل "جاده‌ی مرگ" سبب شدت بخشیدن به روند احداث باند دوم جاده‌ی رامشیر به ماهشهر شده است؛ طرحی که علاوه‌بر حفظ جان شهروندان شاید بتواند فصل نویی در ترانزیت کالا و سوخت از مسیرهای مواصلاتی رامشیر بگشاید زیرا فاصله‌ی رامشیر با اهواز حتی با وجود احداث آزادراه خلیج فارس هنوز مساوی با همان نسبت به بنادر ماهشهر و امام خمینی (ره) است.

اگر چه پیش از این جاده‌ی رامشیر به ماهشهر از مساحت طولی این گستره عبور کرده بخش مسکونی را از زمین‌های زراعی در ضلع شرقی شهر جدا می‌کرد امروز اما جاده درست از وسط شهر می‌گذرد و با مختصات زیر، خود به عاملی ضد توسعه و توزان تبدیل شده است:

- توسعه‌ی فیزیکی رامشیر در دو سمت جاده سبب افزایش عبور و مرور خودروهای اهالی از این مسیر شده است.

- جاده به‌ویژه در قسمت ورودی ماهشهر تا فلکه‌ی مرکزی به‌دلیل تردد ماشین‌های سنگین، مستهلک و غیرقابل تردد شده است.

- حضور دستفروشان در فلکه‌های متعدد جاده حتی برای تردد خودروهای کوچک ایجاد مزاحمت می‌کند.

- تردد ماشین‌های سنگین از این جاده به زیرساخت‌های شهری آسیب جدی وارد کرده است.

- ترانزیت دستگاه‌های غول‌پیکر تاسیساتی از این جاده به ترافیک و بسته شدن مسیر ترد شهروندان می‌انجامد.

- خرابی ماشین‌های سنگین یا توقف آن‌ها در مبادی ورودی، جان شهروندان را به‌ویژه در ساعات شب تهدید می‌کند.

با این تفاسیر به‌نظر می‌رسد تنها راه چاره، احداث جاده‌ی کمربندی رامشیر در ضلع شرقی شهر باشد تا مواهب و امکانات زیر را برای عموم مردم به ارمغان بیاورد:

- بازگشت ویژگی ترانزیتی – استراتژیکی به رامشیر به‌عنوان یکی از شهرهای مهم استان خوزستان

- اشتغالزایی در حین و پس از انجام این طرح برای جوانان جویای کار رامشیر

- احداث جایگاه‌های عرضه‌ی سوخت در طول مسیر

- احداث مراکز عرضه‌ی لوازم یدکی ماشین‌های سنگین در طول مسیر

- رونق روستاهای هم‌جوار جاده به‌واسطه‌ی تعبیه‌ی مراکز خدماتی – رفاهی در طول مسیر

- به جریان افتادن طرح دوبانده کردن جاده‌ی اهواز – رامشیر از سمت شاوه‌ها تا مشراگه

- تکمیل فاز دوم پل مشراگه که پایه‌های آن بیش از یک دهه در رودخانه تعبیه و رها شده‌اند

- کاهش بار ترافیک در شهر رامشیر

- کاهش مصرف سوخت ماشین‌های سنگین

- کاهش آلودگی صوتی، آلودگی هوا و صرفه‌جویی در وقت شهروندان

- کاهش آسیب به زیرساخت‌های شهری با منع تردد ماشین‌های سنگین در وسط شهر

- تعبیه‌ی پارکینگ‌های بزرگ خدمات‌رسانی به ماشین‌های سنگین

این موارد تنها بخشی از مواهبی است که با احداث چند کیلومتر جاده‌ی کمربندی در ضلع شرقی رامشیر برای ساکنان این شهر و نهادها و ارگان‌های مختلف دولتی و خصوصی قابل تصور است. طرحی که در صورت بررسی کارشناسی، با نظرداشت امتیازات بیشتر میانبری بر توسعه و توازن امکانات در سراسر شهرستان رامشیر به‌شمار خواهد رفت.


برچسب‌ها: رامشیر, جاده کمربندی, ترانزیت, رود جراحی
[ چهارشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 15:6 ] [ زینب شریفی ]

🌴 روستای مشلشیه‌ی رامشیر اولین منزلگاه عشاق الحسین (ع)

✍ زینب شریفی

🔹 روستای مشلشیه نخست منزلگاه کاروان عشاق الحسین (ع) رامشیر در مسیر پیاده‌روی این گروه به سمت کربلا است. فرود کاروان در مشلشیه چند سالی است که به مهم‌ترین رویداد این روستا تبدیل شده است.
🔹 پیش از این شاید شناخته‌شده‌ترین نقش مشلشیه به‌عنوان نزدیک‌ترین روستای شرق جاده‌ی رامشیر - ماهشهر، میزبانی از ثروت زراعی سراسر شهرستان بوده است؛ سیلوهای پرظرفیت و استراتژیک روستا که سال‌هاست با بر دوش کشیدن بار امانت گندم، نقشی کلیدی در تامین زنجیره‌ی غذایی استان خوزستان ایفا می‌کنند.
🔹 شاید همین میزبانی شایسته سبب اختیار مردمان بزرگ‌منش و میهمان‌نواز مشلشیه توسط اباعبدالله الحسین به‌عنوان اولین منزلگاه زائرانش بوده تا برای مثال در امسالی چنین باشکوه به رتق و فتق مراسمش همت بگمارند‌.
🔹 در همین راستا متولی نخستین پذیرایی از کاروان عشق و نور، بانویی با نام "ام عظیم" بوده است. همو که با پخت نان محلی و فراهم آوردن صبحانه‌ای درخور، بانی نخستین میزبانی مشلشیه در اولین قدمگاه عشاق الحسین رامشیر شد.
🔹 در سال‌های بعد این حرکت با شرکت خودجوش سایر مادران و دختران وحمایت مردان روستا به سرپرستی دو جوان با نام‌های عظیم سلمان صویلاتی (فرزند ام عظیم) و عیسی سلمان صویلاتی (فرزند محمود) پی گرفته شد؛ در همین راستا موکب "انصارالمهدی" تاسیس گشت؛ اما این تمام ماجرای میزبانی اهالی مشلشیه از عشاق الحسین نیست زیرا آنان در ماه‌های منتهی به این حرکت بزرگ نیز میزبان گروه‌های مختلف پرچم‌نویسی کاروان در حسینیه‌ی حاج جمال صویلاتی هستند.
🔹 به همین شکل در روزها و شب‌های پس از روز میعاد نیز حسینیه‌ی روستا متناوباََ میزبان گروه‌های خودجوش مداحی و سینه‌زنی از سراسر شهرستان رامشیر است.
🔹 روستای مشلشیه مساحت و امکانات خاصی ندارد اما چند سالی است که در وسعتی به‌پهنای عشق و ایمان، در صبحگاه حرکت کاروان عشاق الحسین (ع) میزبان زایران از سراسر نقاط کشور، همراهان، بدرقه کنندگان و گروه‌های مختلف مردم از شهرهای مجاور است تا تصویری ماندگار از نکوداشت خدّام الحسین (ع) به سراسر جهان مخابره نماید.
🔹 این مهم برنامه‌ریزی متولیان امر در فراهم آوردن بسترهای مناسب در روستای مشلشیه را می‌رساند چه، حماسه‌ی امسال از ازدحام چندبرابری در مراسم مشّایه عشاق الحسین (ع) سال‌های بعد حکایت می‌کند. امری که مستلزم زیرساخت‌های اساسی در حمایت از این حرکت عظیم است.


برچسب‌ها: مشّایه, عشاق الحسین, مشلشیه, رامشیر
[ چهارشنبه یکم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 14:53 ] [ زینب شریفی ]

"زِردِه"ی عراقی، شله‌زرد ایرانی

زینب شریفی

عراقی‌ها چیزی تحت عنوان "شله زرد" ندارن. در چند سال اخیر با شدت گرفتن موضوع پیاده‌روی اربعین و توسعه‌ی تبادلات فرهنگی بین موکب‌های ایرانی و عراقی، شله زرد هم وارد سیستم غذایی عراقی‌ها شده، به همین دلیل به "زرده" موسوم شد!

زرده علاوه‌بر این‌که عربی شده‌ی ترکیب "شله زرد" هست، میتونه نوعی توصیف از شکل برنجی باشه که حتی بعد از پخت و تبدیل به شله‌زرد هنوز هم دونه دونه هست. این حالت در اصطلاح عربی محلی خوزستان و عراق "امزرّد" نامیده میشه!


برچسب‌ها: ایران, عراق, فرهنگ مشترک
[ شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ ] [ 21:45 ] [ زینب شریفی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

زینب شریفی، کارشناس ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، نویسنده، پژوهشگر، فعال فرهنگی - اجتماعی
صفحه اینستاگرام: zeynabsharifi1205@
استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز خواهد بود.